ارد بزرگ می گوید : نگاه درون و برون ما ، از خویشتن خویش آغاز و بدان خواهد انجامید .
ارد بزرگ می گوید : درون ما با تمام جزئیات ، از نگاه تیزبین اهل خرد پنهان نیست .
ارد بزرگ می گوید : در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند .
ارد بزرگ می گوید : برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن .
ارد بزرگ می گوید : سرود طبیعت ضربانی ملایم و کشیده دارد .
ارد بزرگ می گوید : طبیعت زنده و پویاست نکوداشت آن ، گرامی داشتن ریشه گاه آدمیان است .
ارد بزرگ می گوید : آدمیانی که طبیعت خویش را نابود می کنند براستی بی ریشه و مزدورند .
در دودمان صفوی خبر رسید فلان روستای نزدیک اصفهان سیل آمده است و کوهی ریزش نموده مردم ده روز است گرسنه اند چند روزی که گذشت شاه سلطان حسین مشغول خوردن غذا بود یاد آن روستا افتاد یکی از نزدیکان خود را با پنج محافظ فرستاد تا میزان خسارات آن روستا را وارسی کنند و نیازهای آنها را گزارش دهند تا نسخه ایی برای حل مشکل آن روستا پیچیده شود . چون به آن روستا رسیدند دیدند قشری از گِل و لای روستا را در بر گرفته و خانه ایی با سقف دیده نمی شود مردم رنجور بر زمین خود را می کشیدند و بوی مردار به مشام می رسید . از اسب پیاده شده و کمی در روستا گشتند فقر و بیچاره گی در حدی بود که کمک رسانی به آنها را بسیار سخت می کرد اشراف زاده گفت برگردیم و بگویم هیچ چیزی اینجا درست نیست و هر چه زودتر غذا و کمک بفرستند . چون بازگشتند دیدند جماعتی در جایی که اسبها را بسته بودند جمع شده و چون آنها را دیدند می دویدند . خوب که نگاه کردند دیدند هر یک تکه گوشتی در دست گرفته و از آنها دور می شوند . مردم از گرسنگی اسبها را پاره پاره کرده و از استخوانها نیز نگذشته بودند . هوا نزدیک تاریکی بود در گوشه ایی نشستند تا ف...






نظرات
ارسال یک نظر