رد شدن به محتوای اصلی

سرود طبیعت

سرود طبیعت ضربانی ملایم و کشیده دارد . ارد بزرگ


خوشبختی


دوستان خوبی دارم

گاه به گاه

انها را می بينم

اما گاهی

چنان ازرده دل میگردم

که بایستی فاصله بگیرم

طبیعت مرا صدا میزند

تنها سگم همراهم است

میرویم با هم

به سوی جنگل سبز

دوست دارم به صدای باد

گوش فرا دهم

علفهای خیس را

زیر پا له کنم

قارچهای وحشی را بچینم

پرندگان و قمریان را

به تماشا نشینم

و ستایش کنم

شکوه دنیایی جذاب و گیرنده را

هر صدایی مرا به خود می اورد

برگی که بر زمین می ریزد

صدای زمزمه ی آب

آواز یک کبوتر

تمام صداهای جنگل

از هماهنگی مطبوعی بر خوردارند

صدای ضربان قلبم را می شنوم

که همآهنگ با طبیعت میزند

احساس ارامش می کنم

در جسم و در روحم

به خانه باز میگردم

در میان اتومبیلها

پاتریسیا گونو



ترجمه شکوهه عمرانی
ژنو / سوییس
http://chokouh.tk

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

کتاب پر محتوایی از فرزانه شیدا پژوهشگر و شاعر کشورمان

سخن ناشر : فرزانه شیدا سراینده ایرانی مقیم نروژ پانزدهم مهر 1340 در تهران چشم به جهان گشوده است در خانواده ای با 6 فرزند ، او دومین فرزند خانواده است در سن 15 سالگی اولین دوبیتی خود را سرود: گفتی که مگیر سخت بر دهر تا باتو نکرده این جهان قهر کیکی ست جهان ولی ندانی در مایهء آن زده شده زهر رشته فرهنگ وادب را در دبیرستان رابعه بپایان رسانید هفت سال پس از آن ازدواج نمود و پس از یک سال صاحب فرزندی پسر گشت در سال 1367 به خانواده اش به کشور نروژ مهاجرت نمود پس از فراگرفتن زبان نروژی در رشته دکوراسیون ویترین و بوتیک دوره های فشره ای را گذراند در سال 1373 صاحب دومین فرزند خود که دختریست شد در سال 1376 در دانشکده (اس مد) دیزاین ووطراحی مد در دو رشته دوخت وهمچنین طراحی( دیزاین) نام نویسی نموده ودر سال 2000 فارغ التحصیل شد. در حال حاضر پنج دفتر شعر را دارا ست که در سبکهای کلاسیک (غزل/ قصیده /رباعی..) و همچنین شعر نو وشعر طنز و ترانه می باشد برگزیده ای از سرودهایش توسط نشر اینترنتی جاودانه ها منتشر شده است که با استقبال بی نظیر هم وطنان روبرو گشته است نشر اینترنتی جاودانه ها ...

دیدگاه مسعود اسپنتمان درباره فلسفه ارد بزرگ (صوفیگری2)

ارد بزرگ می گوید : سرزمینی که جوانانش دارای افکاری صوفیانه هستند ، بزودی بردگی را نیز تجربه میکنند چه گفت آن سخنگوی آزاده مرد / که آزاد را، کاهلی بنده کرد (فردوسی بزرگ) در آیین ایرانیان، ستایش شده است کاشتن درختان و آباد کردن زمین، بیوگانی، رنج کشیدن در کار و هرگونه تلاشی در زیستن زمینی، تا آنجا که زرتشت با آیین مینویی برخیِ گاو به دست میترا میستیهد، و آدمیان را به باور نداشتن اندیشه های صوفیانه پند میدهد. او ستاینده زمین است و با خواردارندگان آن میانه ای ندارد. خواه کرپن ها و کویها باشند خواه گئوتم (بودا). در کتاب های آیینی ایران، برترین زمین آنجا شناسانده میشود که مردی بر روی آن به کشت میپردازد و بدترین زمین جاییست که بی کشت و رنج بماند. ایرانیان نژاده با زاریستن و آه و نیازورزی سوی ایزد هیچ میانه ای ندارند. آنان، نان، از بازوی خویش میخورند، و سر به گریبان "در بحر مکاشفت مستغرق نمیشوند"، شاید روزیشان از "ملکوت" برسد. بکارند و ورزند و خود بدروند/ به گاه خورش، سرزنش نشنوند ...

بزرگان می گویند

ارد بزرگ می گوید : دشمن ! دشمن است ، فریب زبان چرب دشمن را مخور . _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ کوروش می گوید : دستهایی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند . _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ كلمنت استون می گوید : شما هماني هستيد كه فكر مي كنيد . _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ ناپلئون هيل می گوید : اگر باور داشته باشي كه مي تواني , حتما مي تواني . _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ استون می گوید : شجاعت داشته باش تا با حقيقت رو به رو شوي . _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ بزرگمهر می گوید : آنچه هستيد شما را بهترمعرفي مي کند تا آنچه مي گوييد . _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ ...