رد شدن به محتوای اصلی

رابطه پول با شادی و خوشبختی

http://img.tebyan.net/big/1388/06/252165941074422323590178871471312175814883.jpg


یکی از مسائلی که امروزه به عنوان عامل خوشبختی در ذهن بسیاری افراد جای گرفته ، پول است. آنها تصور می کنند با پول بیشتر خوشحالتر خواهند بود.البته داشتن امکانات مالی کافی به رفاه افراد کمک می کند؛ اما بسیاری افراد نیز بر این عقیده هستند که خوشبختی درونی است و رضایت درونی قابل خریداری با پول نیست. اگر بخواهیم مثالی در این باره بزنیم ، می توانیم به این مساله اشاره کنیم که حدود 30 سال پیش افراد آرزو می کردند پول کافی برای تحصیلات عالی داشته باشند و بتوانند مخارج تحصیلی خود را بپردازند تا دانش خود را افزایش دهند. در حال حاضر فارغ التحصیلان دانشگاه ها نسبت به 30 سال گذشته تقریبا 75 درصد افزایش یافته ، اما تشکیل خانواده و میل به کمک به دیگران در مشکلات که از ارزشهای زندگی به شمار می رود بسیار کاهش یافته است. حالا به نظر شما ما خوشبخت تر شده ایم؟! آیا واقعا ثروتمندان احساس رضایت و خوشبختی بیشتری می کنند؟ آیا افرادی که درآمد بالاتری دارند یا حتی برنده جوایز بزرگ شده و مال زیادی به دست آورده اند خوشحال تر از آنهایی هستند که در آمد متوسطی دارند؟ آیا کسی حاضر است سلامت خود را در راه دو برابر شدن در آمدش از دست بدهد؟ بدیهی است که پاسخ به این سوالات منفی است. پول مانند سلامت اما بسیار پایین تر از آن است. به این معنی که نبود آن ایجاد فشار و ناراحتی می کند. اما وقتی نیازهای اصلی و واقعی شما بر آورده می شود داشتن پول بیشتر به معنی داشتن خواسته های بیشتر است. هر کدام از خواسته هایمان را تحقق می بخشیم نوبت رسیدگی به خواسته دیگر است و این فهرست هرگز تمامی ندارد. ممکن است در شروع داشتن در آمد بیشتر برای مدت کوتاهی به طور موقتی خوشحال تر باشیم ، اما پس از مدتی وضع به حال قبل باز می گردد و همچنان در راه رسیدن به چیزهای بزرگتر خواهیم بود.
اگر زندگی امروز را با 50 سال پیش مقایسه کنیم ، با توجه به کار کردن خانمها درآمد خانوارها تقریبا چند برابر شده. تلویزیون رنگی به خانه ها آمده ، اکثر خانواده ها دارای خودرو شده اند و حتی برخی خانواده ها بیش از یک خودرو دارند، امکان داشتن رایانه وجود دارد، لباسها و کفشهای قیمتی پوشیده می شود، اما در مقابل ارزشهای اخلاقی رشدی که نداشته هیچ ، بلکه روند نزولی را نیز طی کرده است. در همین 50 سال گذشته اگر دقت کنید خواهید دید که میزان افسردگی و حتی خود کشی 3 برابر شده است.
میزان طلاق بشدت افزایش یافته و بسیاری از فرزندان مجبورند با یکی از والدین زندگی کنند و میزان جرم و جنایت و خشونت تا حد قابل ملاحظه ای افزایش یافته است. تعداد وسایل در خانه ها افزایش یافته ، اما روح زندگی از خانه ها پر کشیده و افراد با وجود داشتن امکانات زیادتر احساس تهی بودن می کنند. اما در انتهای این هزاره می بینیم که بسیاری افراد معتقدند تعریف خوشبختی و شادی به معنی تحقق فردگرایی نیز هست. البته خوب است که ما خود را بپذیریم ، اما ارزش قائل بودن برای یکدیگر نیز موجب احساس نزدیکی و مسوولیت بیشتر میان انسان ها می شود همانگونه که ارد بزرگ می گوید : شادی کجاست ؟ جای که همه ارزشمند هستند . پس بهتر است میان حقوق فردی و اجتماعی خود تعادل ایجاد نماییم تا بتوانیم با انجام مسوولیت هایمان در قبال دیگران احساس رضایت بیشتری کنیم. به عبارت دیگر باید بتوانیم «من» را تبدیل به «ما» کنیم.

http://banki.ir/images/stories/News/large/moneyyy.jpg



نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

کتاب پر محتوایی از فرزانه شیدا پژوهشگر و شاعر کشورمان

سخن ناشر : فرزانه شیدا سراینده ایرانی مقیم نروژ پانزدهم مهر 1340 در تهران چشم به جهان گشوده است در خانواده ای با 6 فرزند ، او دومین فرزند خانواده است در سن 15 سالگی اولین دوبیتی خود را سرود: گفتی که مگیر سخت بر دهر تا باتو نکرده این جهان قهر کیکی ست جهان ولی ندانی در مایهء آن زده شده زهر رشته فرهنگ وادب را در دبیرستان رابعه بپایان رسانید هفت سال پس از آن ازدواج نمود و پس از یک سال صاحب فرزندی پسر گشت در سال 1367 به خانواده اش به کشور نروژ مهاجرت نمود پس از فراگرفتن زبان نروژی در رشته دکوراسیون ویترین و بوتیک دوره های فشره ای را گذراند در سال 1373 صاحب دومین فرزند خود که دختریست شد در سال 1376 در دانشکده (اس مد) دیزاین ووطراحی مد در دو رشته دوخت وهمچنین طراحی( دیزاین) نام نویسی نموده ودر سال 2000 فارغ التحصیل شد. در حال حاضر پنج دفتر شعر را دارا ست که در سبکهای کلاسیک (غزل/ قصیده /رباعی..) و همچنین شعر نو وشعر طنز و ترانه می باشد برگزیده ای از سرودهایش توسط نشر اینترنتی جاودانه ها منتشر شده است که با استقبال بی نظیر هم وطنان روبرو گشته است نشر اینترنتی جاودانه ها ...

دیدگاه مسعود اسپنتمان درباره فلسفه ارد بزرگ (صوفیگری2)

ارد بزرگ می گوید : سرزمینی که جوانانش دارای افکاری صوفیانه هستند ، بزودی بردگی را نیز تجربه میکنند چه گفت آن سخنگوی آزاده مرد / که آزاد را، کاهلی بنده کرد (فردوسی بزرگ) در آیین ایرانیان، ستایش شده است کاشتن درختان و آباد کردن زمین، بیوگانی، رنج کشیدن در کار و هرگونه تلاشی در زیستن زمینی، تا آنجا که زرتشت با آیین مینویی برخیِ گاو به دست میترا میستیهد، و آدمیان را به باور نداشتن اندیشه های صوفیانه پند میدهد. او ستاینده زمین است و با خواردارندگان آن میانه ای ندارد. خواه کرپن ها و کویها باشند خواه گئوتم (بودا). در کتاب های آیینی ایران، برترین زمین آنجا شناسانده میشود که مردی بر روی آن به کشت میپردازد و بدترین زمین جاییست که بی کشت و رنج بماند. ایرانیان نژاده با زاریستن و آه و نیازورزی سوی ایزد هیچ میانه ای ندارند. آنان، نان، از بازوی خویش میخورند، و سر به گریبان "در بحر مکاشفت مستغرق نمیشوند"، شاید روزیشان از "ملکوت" برسد. بکارند و ورزند و خود بدروند/ به گاه خورش، سرزنش نشنوند ...

امداد جناب سلطان حسین صفوی

در دودمان صفوی خبر رسید فلان روستای نزدیک اصفهان سیل آمده است و کوهی ریزش نموده مردم ده روز است گرسنه اند چند روزی که گذشت شاه سلطان حسین مشغول خوردن غذا بود یاد آن روستا افتاد یکی از نزدیکان خود را با پنج محافظ فرستاد تا میزان خسارات آن روستا را وارسی کنند و نیازهای آنها را گزارش دهند تا نسخه ایی برای حل مشکل آن روستا پیچیده شود . چون به آن روستا رسیدند دیدند قشری از گِل و لای روستا را در بر گرفته و خانه ایی با سقف دیده نمی شود مردم رنجور بر زمین خود را می کشیدند و بوی مردار به مشام می رسید . از اسب پیاده شده و کمی در روستا گشتند فقر و بیچاره گی در حدی بود که کمک رسانی به آنها را بسیار سخت می کرد اشراف زاده گفت برگردیم و بگویم هیچ چیزی اینجا درست نیست و هر چه زودتر غذا و کمک بفرستند . چون بازگشتند دیدند جماعتی در جایی که اسبها را بسته بودند جمع شده و چون آنها را دیدند می دویدند . خوب که نگاه کردند دیدند هر یک تکه گوشتی در دست گرفته و از آنها دور می شوند . مردم از گرسنگی اسبها را پاره پاره کرده و از استخوانها نیز نگذشته بودند . هوا نزدیک تاریکی بود در گوشه ایی نشستند تا ف...