رد شدن به محتوای اصلی

پست‌ها

سینمای سازنده و مهرگستر را باید همواره یاری نمود. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

اندیشه را می توان در بند کشید، اما نابود شدنی نیست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی گسترش آزادی های همگانی زمینه ساز رشد در پهنه اقتصاد، صنعت، دانش، گردشگری و همچنین فرهنگ و هنر... می گردد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی اشتهای بیش از اندازه توده مردم برای شنیدن نواهای پر اندوه و دیدن فیلم های غم انگیز و سیاه، هشداری بزرگ و نشان بیماری اجتماعی است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی داستان کوتاه همواره زیباست، چرا که خواننده با شیره و جان اندیشه نویسنده روبروست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی آدمهای حقیر و زبون، پیروزی های تاریخ مردم سرزمین خویش را، به ریشخند می گیرند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی دیدگاه و اندیشه تاریک، میدان پرده پوشی (سانسور) را هر روز بزرگتر می کند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی هنر، برآیند شناور بودن خرد، در جهان احساس است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی جایگاه هنر و هنرمند، بسیار ارزشمند است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی روان هنر باید با انسانیت آمیخته باشد تا نسل ها را شیفته خود سازد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی آثار هنری، بخشی ارزشمند از وجود هنرمند هستند، هی...

با یادآوری رخدادهای بد زندگی، خویش را نیازاریم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی

خراب کاشانه ای که با نابودی شادی دیگران، بنا شده باشد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی اُرُد شادی را در بی بندوباری نمی بیند، شادی آرزوی پاک همه آدمیان است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی سرزمین شاد را، هیچ شکستی، ناتوان نمی سازد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی غم، سیاهچال توانایی هاست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی ستایش غم، تمجید از مرگ است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی سرزمین غمزده، میراثی برای آیندگان ندارد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی از آدمیانی که به دنبال غم هستند، باید هراسید. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی از دیگران نخواهیم، رخدادهای اندوهناک گذشته خویش را برایمان بازگویند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی از شنیدن آهنگ ها، داستان ها و رویدادهای غم انگیز، دوری کنیم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی از مردم غمگین، نمی توان امید بهروزی و پیشرفت کشور را داشت. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی اندوه گذشته را نباید خورد، که بیماری ساده را، کشنده می کند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی آدم غمزده، توان نگهبانی از دستاوردهای خویش را ندارد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی با یادآوری رخداده...
نرمش و سازگاری با گیتی، ما را آرام خواهد ساخت. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی راهی سوای نرمش و بازی با هستی نیست. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی آدمی، بخشی از گیتی است و باز در آن آمیخته می گردد. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی آدم ها، یکی از میوه های بسیار بسیار کوچک درختان گیتی هستند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی شناخت ما از کرانه اقیانوس هستی، بسیار ناچیزتر از آنی است که بخواهیم به آن ببالیم. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی جهان را آغاز و انجامی نیست، آنچه هست، دگرگونی در گیتی است. ما دگرگونی در درون گیتی را زایش و مرگ می نامیم. ما بخشی از دگرگونی در گیتی هستیم، دگرگونی که در نهان خود، پویش و شکوفا شدن را پیگیری می کند. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی میدان دید ما از گیتی و جهانی که در آن زندگی می کنیم، با همه فراخنایی خود، می تواند به اندازه شبنمی کوچک باشد از جهانی بسیار بسیار بزرگتر... براستی گیتی بی آغاز و بی پایان است. فیلسوف حکیم اُرُد بزرگ خراسانی گیتی ناز ما را نمی کشد، جهان با ما و یا بی ما، در حال پیش رفتن و رشد است، پس کوشش کنیم، در هر جایی که هستیم، بهترین باشیم و بخشی از...

ناصرخسرو قباديانى

ناصرخسرو قباديانى(481-394 قمرى) از شاعران برجسته‌ى ايران است که با دانش‌هاى روزگار خود نيز آشنا بود. او طى سفرى هفت ساله از سرزمين‌هاى گوناگونى ديدن کرد و گزارش آن را در سفرنامه‌اى به يادگار گذاشت. در مصر با فرقه‌ى اسماعيليه آشنا شد و به خدمت خليفه‌ى فاطمى مصر، المستنصر بالله، رسيد. او براى فراخواندن مردم به مذهب اسماعيلى به خراسان بازگشت، اما مردم آن‌جا چندان از دعوت او خشنود نبودند. به ناچار در سرزمين کوهستانى يمگان در بدخشان گوشه‌نشين شد و به سرودن شعر و نگارش کتاب‌هايى در زمينه‌ى باورهاى اسماعيليان پرداخت. زندگى‌نامه ابومعين حميدالدين ناصرخسرو قباديانى مروزى، در سال 394 هجرى در روستاى قباديان مرو، که اکنون در تاجکستان است، ديده به جهان گشود. جوانى را به فراگيرى دانش‌هاى گوناگون پرداخت و در سايه‌ى هوش سرشار و روح پژوهشگر خويش از دانش‌هاى دوران خود مانند فلسفه، اخترشناسى، کيهان‌شناسى، پزشکى، کانى‌شناسى، هندسه‌ى اقليدوسى، موسيقى، علوم دينى، نقاشى، سخنورى و ادبيات بهره‌ها گرفت. خود او در اين باره مى‌گويد: به هر نوعى که بشنيدم ز دانش نشستم بر در او من مجاور نماند...

اسطوره ها و قهرمانان ایران کجایند ؟

جهان امروز فصل بهار و رویش باشکوه علمی خویش را طی می کند هر روز دهها هزار اختراع در سرتاسر جهان به ثبت می رسد نامهای بسیاری بر سر زبانها می افتد و هنوز بیست و چهار ساعت نگذشته که دهها هزار نام دیگر مطرح می شوند و همین طور... اما این همه ستاره چطور در جوامع تبدیل به خورشید نمی شوند ؟! خورشیدها چه کسانی هستند ؟ خورشیدها شخصیت های کاریزمایی هستند که توده را همراه نفس های خویش می کنند . چهره های آنها ، صدای آنها و... می شود طول موجهای نظرات و خواسته های یک ملت ... این مقدمه کوتاه را گفتم تا برسم به خورشیدی فروزانی در ایران امروز . همانی که می گوید : برآزندگان شادی را از بوته آتشدان پر اشک ، بیرون خواهند کشید . بله منظورم ارد بزرگ است . او و آرمانهایی که در کتاب سرخ به آن پرداخته است بک گراند و پس زمینه ایی از اندیشه خردمندانه ایرانی را به نمایش گذارده است . واژه های او راهکارهای منحصر به فردی است راهکارهای که پاسخ سئوالات بی جواب نسل ماست . می گوید : اسطوره ها زاینده اند ! آنان برای فرزندان سرزمین خویش همواره امید به ارمغان می آورند . سخن او دقیقا مخالف کلام...

دیدگاه مسعود اسپنتمان درباره فلسفه ارد بزرگ (صوفیگری2)

ارد بزرگ می گوید : سرزمینی که جوانانش دارای افکاری صوفیانه هستند ، بزودی بردگی را نیز تجربه میکنند چه گفت آن سخنگوی آزاده مرد / که آزاد را، کاهلی بنده کرد (فردوسی بزرگ) در آیین ایرانیان، ستایش شده است کاشتن درختان و آباد کردن زمین، بیوگانی، رنج کشیدن در کار و هرگونه تلاشی در زیستن زمینی، تا آنجا که زرتشت با آیین مینویی برخیِ گاو به دست میترا میستیهد، و آدمیان را به باور نداشتن اندیشه های صوفیانه پند میدهد. او ستاینده زمین است و با خواردارندگان آن میانه ای ندارد. خواه کرپن ها و کویها باشند خواه گئوتم (بودا). در کتاب های آیینی ایران، برترین زمین آنجا شناسانده میشود که مردی بر روی آن به کشت میپردازد و بدترین زمین جاییست که بی کشت و رنج بماند. ایرانیان نژاده با زاریستن و آه و نیازورزی سوی ایزد هیچ میانه ای ندارند. آنان، نان، از بازوی خویش میخورند، و سر به گریبان "در بحر مکاشفت مستغرق نمیشوند"، شاید روزیشان از "ملکوت" برسد. بکارند و ورزند و خود بدروند/ به گاه خورش، سرزنش نشنوند ...

دیدگاه مسعود اسپنتمان درباره فلسفه ارد بزرگ (صوفیگری1)

ارد بزرگ میگوید: فرمانروایان، اگر خوبی صوفیانه داشته باشند، همواره دشمنان سرزمین خویش را افزون نموده و گستاخ تر میکنند خوبی چیست و خوبی صوفیانه چه؟ در آغاز بایاست بدانیم که "خیر و خوبی" معنای یکسانی با "نیکی" ندارند. به گفتار دیگر، اگرچه خوب و نیک هر دو، بار اخلاقی دارند، "نیکی" از اخلاق مطلق و مثالی [ایده آل] سخن میگوید در حالی که "خوبی" از هرآنچه مردمان آن را نیک میدانند! (جدا از دیدگاه معنایی زبان فارسی که در آن، "خوب" در معنای "زیبا" به کار میرود نه در چم "نیک"). واژگانی چون خیر و شر، گزارشی است از نگرش مردمان هر سرزمین به نیک و بد "مثالی" [چهره مینوی هر چیز] باشنده در اندیشه شان. ازین رو، پرداختن ارد بزرگ، به گزاره ی «خوبی صوفیانه» نباید ما را به این پرسش وادارد که اگر در اندیشه ی ناب ایرانی و پیرو آن در اندیشه ی ارد بزرگ، زندگانی نیازورزانه ی صوفیان، "بد" به شمار می آید، به کار بردن قید "خوب" برای آن از چه روی است؟ چرا که در اندیشه ی هندیان و ایرانیان گنوستی...